ميرزا محمد على وفا زواره اى
14
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
تولّدش از دنيا رفت ، مستمر شد و قبر خودش را نيز نزديك مزار او تعيين كرد . كودك را پس از بهبود پدر ، به زواره بردند . در آنجا رفتهرفته در ظلّ مواظبت خانواده رشد كرد . در اين دوران اصفهان و شهرهاى بزرگ شاهد جنگ و ستيز خاندان زند با قاجار بود و سفاكىهاى خواجه قاجار و جنگ و گريزهاى شاهزادگان ، آرامش دهههاى حكومت وكيلالرعايايى را در آن ، از ميان برده بود . اما زوارهء اردستان مىتوانست تا حدى از اين آشوبها در امان باشد . به اين دليل ، پدر وفا در اين مدّت او را به اصفهان نياورد . در هفتسالگى به مكتبش گذاشتند و به تعليم واداشتند . پدر به دليل مكنت ، توانست يكى از بهترين عالمان آن حوالى - يعنى ملا عبد العظيم بيدگلى « 1 » - را از كاشان به زواره بياورد و به قول وفا در تذكره « 2 » زندگى نسبتا مرفهى برايش ترتيب دهد . گفتهاند او از نژاد فيروز ( ابو لؤلؤ ) بود و از نامدارانى چون ميرزاى قمى و ملا احمد نراقى ، اجازهء اجتهاد داشت . بدينترتيب نخستين مرحلهء آموزش رسمى وفا ، با اين آموزگار شروع شد . و وى با دو طفل دبستانى ديگر - سيّد محمّد مظهر « 3 » و سيد حسين مجمر « 4 » - كه بعدها در تهران جزو سرايندگان نامور به حساب آمدند ، همشاگرد شد . از دامن مظهر ، ميرزا ابو الحسن جلوه پرورش يافت و مجمر نيز جزو شاعران صف اوّل دربار شد . وفا پس از آموزشهاى اوّليه ، در نزد همين استاد ، به تدريج علوم ادبيّت و عربيّت ، منطق و فلسفهء مقدماتى را آموخت و تا دوازده سال بعد ، نزد اين مجتهد ، علوم متداول مكاتب آن روزگار را فرا گرفت و نيز در ضمن ، مطالعهء تاريخ و كتب شعر را پيشه ساخت . آنچنانكه تا سال 1214 قمرى كه به سن نوزدهسالگى رسيده بود ، ديگر زواره ، براى او چيز تازهاى نداشت . پس براى تكميل آموختهها به اصفهان كه امالقراى علمى آن روزگار بود ، آمد و در دانشهاى طبيعى ، طب ، رياضى ، فقه ، حديث و عروض و قافيه چيره شد و ازآنپس بود كه اندكاندك به عنوان طبيب و شاعر ، شناخته شد . وفا از بقيه اساتيدش در اصفهان آگاهى چندانى به دست نمىدهد . تنها از « سيد يوسف » نام
--> ( 1 ) - رفيعى مهرآبادى : آتشكدهء اردستان ، ج 2 ، صص 88 - 286 ( 2 ) - « . . . ساير اشراف نيز در آن معاملت ، موافقت كرده ، در مراسم تمجيد و تجليلش ، زايدالوصف ، اهتمام به عمل آوردند . . . به معاونت همگى ، پاى بر سر تملك مسكن و مزرع و دوابّ و اسباب و ثروت و مكنت نهاد . » ( مآثر الباقريّه ، ص 270 ) ( 3 ) - ر ك : مكارم الآثار ، ج 5 ، صص 82 - 1481 و نيز : مدرسى چهاردهى ، مرتضى : « تذكره مدرسى » ، مجله ارمغان ، سال 25 ، ش 9 ، صص 402 . ( 4 ) - ر ك : مكارم الآثار ، ج 3 ، صص 98 - 796